دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۶ بازديد
نه به ز شيوهٔ مستان طريق ورائي هست
نه به ز كوي مغان گوشهاي و جائي هست
دلم به ميكده زان ميكشد كه رندان را
كدورتي نه و با يكديگر صفائي هست
ز كنج صومعه از بهر آن گريزانم
كه در حوالي آن بوريا ريائي هست
گرت به دير مغان ره دهند از آن مگذر
قدم بنه كه در آن كوچه آشنائي هست
فراغ از دل درويش جو كه مستغني است
ز هركجا كه اميري و پادشاهي هست
به عيش كوش و مپندار همچو نااهلان
كه عمر را عوض و وقت را قضائي هست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد