دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۲ بازديد
ترا كه گفت كه با ما وفا نشايد كرد
دروغ گفت چه باشد چرا نشايد كرد
غلام لعل لب تست جان شيرينم
چنين حكايت شيرين كجا نشايد كرد
به بوسه قصد لبت كردم از ميان چشمت
به غمزه گفت نشايد هلا نشايد كرد
ميان موي و ميان تو نكته باريكست
در آن ميان سخن از لب رها نشايد كرد
هزار سال تنم گر ز تن جدا ماند
هنوز مهر تو از جان جدا نشايد كرد
حديث درد دل مستمند و سينهٔ ريش
حكايتي است كه در سالها نشايد كرد
مگر عبيد به جان با لبم مضايقه كرد
كه اين به مذهب اصحابنا نشايد كرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد