غزل شماره ۳۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۸

۳۱ بازديد


گرم عنايت او در بروي بگشايد
هزار دولتم از غيب روي بنمايد
نظر به گلشن روحانيون نيندازم
سرم به پايهٔ كروبيان فرو نايد
وگر به حال پريشان ما كند نظري
ز روي لطف بر احوال ما ببخشايد
به پيش خاطرم ار كاينات عرضه كنند
ز كبر دامن همت بدان نيالايد
توان در آينهٔ آن جمال جان ديدن
گرش به صيقل توفيق زنگ بزدايد
ورم ز پيش براند به جور حكم اوراست
پسند دوست بود هرچه دوست فرمايد
عبيد را كرمش تا نوازشي نكند
دلش ز غم نرهد خاطرش نياسايد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد