دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۵ بازديد
بي روي يار صبر ميسر نميشود
بيصورتش حباب مصور نميشود
با او دمي وصال به صد لابه سالها
تقرير ميكنيم و مقرر نميشود
گفتم كه بوسهاي بربايم ز لعل او
مشكل سعادتيست كه باور نميشود
جز آنكه سر ببازم و در پايش اوفتم
دستم به هيچ چارهٔ ديگر نميشود
افسرده دل كسي كه ز زنجير زلف او
ديوانه مينگردد و كافر نميشود
عشقش حكايتيست كه از دل نميرود
وصفش فسانهايست كه باور نميشود
تا بوي زلف يار نميآورد صبا
از بوي او دماغ معطر نميشود
ساقي بيار باده كه هر لحظه عيش خوش
بيمطرب و پياله و ساغر نميشود
گفتي به صبر كار ميسر شود عبيد
تدبير چيست جان برادر، نميشود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد