غزل شماره ۵۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۷

۳۶ بازديد


خرم آن كس كه غم عشق تو در دل دارد
وز همه ملك جهان مهر تو حاصل دارد
جور و بيداد و جفا كردن و عاشق كشتن
زيبد آنرا كه چنين شكل و شمايل دارد
عاشق دلشده را پند خردمند چه سود
رند ديوانه كجا گوش به عاقل دارد
مبتلائيست كه اميد خلاصش نبود
هركه بر پاي دل از عشق سلاسل دارد
تا دم بازپسين غرقهٔ درياي غمش
مدعي باشد اگر چشم به ساحل دارد
هركه خواهد كه كند از تو مرادي حاصل
حاصل آنست كه انديشهٔ باطل دارد
ميكشد ساعد سيمين تو ما را و عبيد
ميل بوسيدن سرپنجهٔ قاتل دارد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد