غزل شماره ۵۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۹

۳۳ بازديد


پيوسته چشم شوخت ما را فكار دارد
آن ترك مست آخر با ما چكار دارد
با زلف بيقرارش دل مدتي قرين شد
اين رسم بيقراري زو يادگار دارد
خرم كسي كه با تو روزي به شب رساند
يا چون تو نازنيني شب در كنار دارد
رشگ آيدم هميشه بر حال آن سگي كو
بر خاك آستانت وقتي گذار دارد
با ما دمي نسازد وصلت به هيچ حالي
بيچاره آن كه ياري ناسازگار دارد
شوريدگي و مستي فخر عبيد باشد
نادان كسي بود كو زين فخر عار دارد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد