دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۲ بازديد
ميپزد باز سرم بيهده سوداي دگر
ميكند خاطر شوريده تمناي دگر
هوس سروقدي گرد دلم ميگردد
كه ندارد به جهان همسر و همتاي دگر
دوش در كوي خودم نعره زنان ديده ز دور
گشته رسواي جهان با دو سه شيداي دگر
گفت كاين شيفته را باز چه حال افتاد است
نيست جز مسكنت و عجز مداواي دگر
چاره صبر است ز سعدي بشنو پند عبيد
«سعدي امروز تحمل كن و فرداي دگر»
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد