دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۳ بازديد
بييار دل شكسته و دور از ديار خويش
درماندهايم عاجز و حيران به كار خويش
از روزگار هيچ مرادي نيافتيم
آزردهايم لاجرم از روزگار خويش
نه كار دل به كام و نه دلدار سازگار
خونين دلم ز طالع ناسازگار خويش
يكدم قرار نيست دلم را ز تاب عشق
در آتشم ز دست دل بيقرار خويش
از بهر آنكه ميزند آبي بر آتشم
منت پذيرم از مژهٔ سيلبار خويش
ديوانه دل به عشق سپارد عبيدوار
عاقل به دست دل ندهد اختيار خويش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد