دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۵ بازديد
منم اسير و پريشان ز يار خود محروم
غريب شهر كسان و ز ديار خود محروم
به درد و رنج فرومانده و ز دوا نوميد
نشسته در غم و از غمگسار خود محروم
گزيده صحبت بيگانگان و نااهلان
ز قوم و كشور و ايل و تبار خود محروم
ز روزگار مرا بهره نيست جز حرمان
مباد هيچكس از روزگار خود محروم
ز آه سينه بسوزم اگر شوم نفسي
ز سيل اين مژهٔ سيل بار خود محروم
ز هر بدي كه به من ميرسد بتر زان نيست
كه ماندهام ز خداوندگار خود محروم
اميد هست عبيد آنكه عاقبت نشوم
ز لطف و رحمت پروردگار خود محروم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد