غزل شماره ۸۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸۳

۳۸ بازديد


قصد آن زلفين سركش كرده‌ام
خاطر از سودا مشوش كرده‌ام
در ره عشقش ميان جان و دل
منزل اندر آب و آتش كرده‌ام
از وصالش تا طمع ببريده‌ام
با خيالش وقت خود خوش كرده‌ام
از نسيم گلستان تا شمه‌اي
بوي او بشنيده‌ام غش كرده‌ام
كيش او بگرفته قربان گشته‌ام
تا نپنداري كه تركش كرده‌ام
از دو لعل و از دو ابرو و دو زلف
گر امان يابم غلط شش كرده‌ام
دل طلب كردم ز زلفش بانك زد
كاي عبيد آنجا فروكش كرده‌ام


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد