غزل شماره ۹۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۹۲

۳۳ بازديد


منگر به حديث خرقه پوشان
آن سخت دلان سست كوشان
آويخته سبحه‌شان به گردن
همچون جرس از درازگوشان
از دور چو كشتگان ببيني
از راه بگرد و رو بپوشان
از بند ريا و زرق برخيز
با ساده نشين و باده نوشان
مفروش به ملك هر دو عالم
خاك سر كوي مي فروشان
در باغ چه خوش بود سحرگاه
ما سرخوش و بلبلان خروشان
مطرب غزل عبيد برخوان
دل برده ز دست تيزهوشان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد