غزل شماره ۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۴

۳۲ بازديد


نداد عشق گريبان به دست كس ما را
گرفت اين مي پرزور، چون عسس ما را
به گرد خاطر ما آرزو نمي‌گرديد
لب تو ريخت به دل، رنگ صد هوس ما را
خراب حالي ما لشكري نمي‌خواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را
تمام روز ازان همچو شمع خاموشيم
كه خرج آه سحر مي‌شود نفس ما را
غريب گشت چنان فكرهاي ما صائب
كه نيست چشم به تحسين هيچ كس ما را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد