غزل شماره ۱۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۱

۳۲ بازديد


ساقي از رطل گرانسنگي سبكدل كن مرا
حلقهٔ بيرون اين دنياي باطل كن مرا
وادي سرگشتگي در من نفس نگذاشته است
پاي خواب آلودهٔ دامان منزل كن مرا
رفته است از كار چون زلف تو دستم عمرهاست
گه به دوش و گاه بر گردن حمايل كن مرا
از براي امتحان چندي مرا ديوانه كن
گر به از مجنون نباشم، باز عاقل كن مرا
جاي من خالي است در وحشت سراي آب و گل
بعد ازين صائب سراغ از گوشهٔ دل كن مرا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد