دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۶ بازديد
عمري است حلقهٔ در ميخانهايم ما
در حلقهٔ تصرف پيمانهايم ما
از نورسيدگان خرابات نيستيم
چون خشت، پا شكستهٔ ميخانهايم ما
مقصود ما ز خوردن مي نيست بي غمي
از تشنگان گريهٔ مستانهايم ما
در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست
سرگشتهتر ز سبحهٔ صد دانهايم ما
گر از ستاره سوختگان عمارتيم
چون جغد، خال گوشهٔ ويرانهايم ما
از ما زبان خامهٔ تكليف كوته است
اين شكر چون كنيم كه ديوانهايم ما؟
چون خواب اگر چه رخت اقامت فكندهايم
تا چشم ميزني به هم، افسانهايم ما
مهر بتان در آب و گل ما سرشتهاند
صائب خميرمايهٔ بتخانهايم ما
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد