غزل شماره ۲۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲۳

۳۳ بازديد


اي دفتر حسن ترا، فهرست خط و خالها
تفصيلها پنهان شده، در پردهٔ اجمالها
پيشاني عفو ترا، پرچين نسازد جرم ما
آيينه كي برهم خورد، از زشتي تمثالها؟
با عقل گشتم همسفر، يك كوچه راه از بيكسي
شد ريشه ريشه دامنم، از خار استدلالها
هر شب كواكب كم كنند، از روزي ما پاره‌اي
هر روز گردد تنگتر، سوراخ اين غربالها
حيران اطوار خودم، درماندهٔ كار خودم
هر لحظه دارم نيتي، چون قرعهٔ رمالها
هر چند صائب مي‌روم، سامان نوميدي كنم
زلفش به دستم مي‌دهد، سررشتهٔ آمالها


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد