غزل شماره ۳۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۰

۳۵ بازديد


با كمال احتياج، از خلق استغنا خوش است
با دهان خشك مردن بر لب دريا خوش است
نيست پروا تلخكامان را ز تلخيهاي عشق
آب دريا در مذاق ماهي دريا خوش است
هر چه رفت از عمر، ياد آن به نيكي مي‌كنند
چهرهٔ امروز در آيينهٔ فردا خوش است
برق را در خرمن مردم تماشا كرده است
آن كه پندارد كه حال مردم دنيا خوش است
فكر شنبه تلخ دارد جمعهٔ اطفال را
عشرت امروز بي‌انديشهٔ فردا خوش است
هيچ كاري بي تامل گرچه صائب خوب نيست
بي تامل آستين افشاندن از دنيا خوش است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد