دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۵ بازديد
ديدن روي تو ظلم است و نديدن مشكل است
چيدن اين گل گناه است و نچيدن مشكل است
هر چه جز معشوق باشد پردهٔ بيگانگي است
بوي يوسف را ز پيراهن شنيدن مشكل است
غنچه را باد صبا از پوست ميآرد برون
بينسيم شوق، پيراهن دريدن مشكل است
ماتم فرهاد كوه بيستون را سرمه داد
بي همآوازي نفس از دل كشيدن مشكل است
هر سر موي ترا با زندگي پيوندهاست
با چنين دلبستگي، از خود بريدن مشكل است
در جواني توبه كن تا از ندامت برخوري
نيست چون دندان، لب خود را گزيدن مشكل است
تا نگردد جذبهٔ توفيق صائب دستگير
از گل تعمير، پاي خود كشيدن مشكل است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد