غزل شماره ۳۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۳

۳۴ بازديد


مرگ سبكروان طلب، آرميدن است
چون نبض، زندگاني ما در تپيدن است
در شاهراه عشق ز افتادگي مترس
كز پا فتادن تو به منزل رسيدن است
از قاصدان شنيدن پيغام دوستان
گل را به دست ديگري از باغ چيدن است
نوميديي كه مژدهٔ اميد مي‌دهد
از روي ناز نامهٔ عاشق دريدن است
چون شير مادرست مهيا اگرچه رزق
اين جهد و كوشش تو به جاي مكيدن است
صائب ز اهل عقل شنيدن حديث عشق
اوصاف يوسف از لب اخوان شنيدن است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد