غزل شماره ۴۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۴۵

۳۴ بازديد


كنون كه از كمر كوه، موج لاله گذشت
بيار كشتي مي، نوبت پياله گذشت
درين محيط پر از خون، بهار عمر مرا
به جمع كردن دامن چو داغ لاله گذشت
من آن حريف تنك روزيم كه چون مه عيد
تمام دور نشاطم به يك پياله گذشت
مي دو ساله دم روح‌پروري دارد
كه مي‌توان ز صلاح هزار ساله گذشت
نشد ز نسخهٔ دل نقطه‌اي مرا معلوم
اگر چه عمر به تصحيح اين رساله گذشت
گداخت از ورق لاله، ديده‌ام صائب
كدام سوخته يارب برين رساله گذشت؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد