غزل شماره ۴۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۴۸

۳۴ بازديد


دنبال دل كمند نگاه كسي مباد
اين برق در كمين گياه كسي مباد
از انتظار، ديدهٔ يعقوب شد سفيد
هيچ آفريده چشم به راه كسي مباد
از توبهٔ شكسته، زمين گير خجلتم
اين شيشهٔ شكسته به راه كسي مباد
يا رب كه هيچ ديده ز پرواز بي محل
منت‌پذير از پر كاه كسي مباد
لرزد دلم ز قامت خم همچو برگ بيد
ديوار پي‌گسسته پناه كسي مباد
در حيرتم كه توبه كنم از كدام جرم
بيش از شمار، جرم و گناه كسي مباد
صائب دلم سياه شد از كثرت گناه
اين ابر تيره پردهٔ ماه كسي مباد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد