دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۵ بازديد
جوياي تو با كعبهٔ گل كار ندارد
آيينهٔ ما روي به ديوار ندارد
يك داغ جگرسوز درين لالهستان نيست
اين ميكده يك ساغر سرشار ندارد
از ديدن رويت دل آيينه فرو ريخت
هر شيشه دلي طاقت ديدار ندارد
از گرد كسادي گهرم مهرهٔ گل شد
رحم است به جنسي كه خريدار ندارد
ما گوشه نشينان، چمنآراي خياليم
در خلوت ما نكهت گل بار ندارد
بلبل ز نظر بازي شبنم گلهمندست
مسكين خبر از رخنهٔ ديوار ندارد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد