غزل شماره ۵۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۳

۳۳ بازديد


از فسون عالم اسباب خوابم مي‌برد
پيش پاي يك جهان سيلاب خوابم مي‌برد
سبزهٔ خوابيده را بيدار سازد آب و من
چون شوم مست از شراب ناب خوابم مي‌برد
از سرم تا نگذرد مي، كم نگردد رعشه‌ام
همچو ماهي در ميان آب خوابم مي‌برد
در مقام فيض، غفلت زور مي‌آرد به من
بيشتر در گوشهٔ محراب خوابم مي‌برد
نيست غير از گوشهٔ عزلت مرا جايي قرار
در صدف چون گوهر سيراب خوابم مي‌برد
غفلت من از شتاب زندگي خواهد فزود
رفته رفته زين صداي آب خوابم مي‌برد
دارد از لغزش مرا صائب گراني بي‌نصيب
در كف آيينه چون سيماب خوابم مي‌برد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد