غزل شماره ۵۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۵

۳۴ بازديد


تا به كي درخواب سنگين روزگارم بگذرد
زندگي در سنگ خارا چون شرارم بگذرد
چند اوقات گرامي همچو طفل نوسواد
در ورق گرداني ليل و نهارم بگذرد؟
بس كه ناز كارنشناسان ملولم ساخته است
دست مي‌مالم به هم تا وقت كارم بگذرد
بار منت بر نمي‌تابد دل آزاده‌ام
غنچه گردم گر نسيم از شاخسارم بگذرد
با خيال او قناعت مي‌كنم، من كيستم
تا وصالش در دل اميدوارم بگذرد؟
من كه چون خورشيد تابان لعل سازم سنگ را
از شفق صائب به خون دل مدارم بگذرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد