غزل شماره ۵۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵۷

۳۸ بازديد


دل را به زلف پرچين، تسخير مي‌توان كرد
اين شير را به مويي، زنجير مي‌توان كرد
هر چند صد بيابان وحشي‌تر از غزاليم
ما را به گوشهٔ چشم، تسخير مي‌توان كرد
از بحر تشنه چشمان، لب خشك باز گردند
آيينه را ز ديدار، كي سير مي‌توان كرد؟
ما را خراب‌حالي، از رعشهٔ خمارست
از درد باده ما را، تعمير مي‌توان كرد
در چشم خرده بينان، هر نقطه صد كتاب است
آن خال را به صد وجه، تفسير مي‌توان كرد
گر گوش هوش باشد، در پردهٔ خموشي
صد داستان شكايت، تقرير مي‌توان كرد
از درد عشق اگر هست، صائب ترا نصيبي
از ناله در دل سنگ، تاثير مي‌توان كرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد