دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۳ بازديد
شوق مي از بهار گلاندام تازه شد
پيوند بوسهها به لب جام تازه شد
از چهرهٔ گشادهٔ سيمينبران باغ
آغوشسازي طمع خام تازه شد
زان بوسههايتر كه به شبنم ز گل رسيد
اميد من به بوسه و پيغام تازه شد
ميلي كه داشتند حريفان به نقل و مي
از چشمك شكوفهٔ بادام تازه شد
از نوبهار، سبزهٔ مينا كشيد قد
از آ ب تلخ مي جگر جام تازه شد
داغي كه به به خون جگر كرده بود دل
از روي گرم لالهٔ گلفام تازه شد
شب از شكوفه روز شد و روز شب ز ابر
هنگامهٔ مكرر ايام تازه شد
حاجت به رفتن چمن از كنج خانه نيست
زينسان كه از بهار در و بام تازه شد
صائب ترا ز سردي دوران خزان مباد
كز نوبهار طبع تو ايام تازه شد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد