غزل شماره ۶۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۶۴

۳۲ بازديد
 

به زير چرخ دل شادمان نمي‌باشد
گل شكفته درين بوستان نمي‌باشد
خروش سيل حوادث بلند مي‌گويد
كه خواب امن درين خاكدان نمي‌باشد
به هر كه مي‌نگرم همچو غنچه دلتنگ است
مگر نسيم درين گلستان نمي‌باشد؟
به طاقت دل آزرده اعتماد مكن
كه تير آه به حكم كمان نمي‌باشد
به يك قرار بود آب، چون گهر گردد
بهار زنده‌دلان را خزان نمي‌باشد
كناره كردن از افتادگان مروت نيست
كسي به سايهٔ خود سرگران نمي‌باشد
مكن كناره ز عاشق، كه زود چيده شود
گلي كه در نظر باغبان نمي‌باشد
هزار بلبل اگر در چمن شود پيدا
يكي چو صائب آتش‌زبان نمي‌باشد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد