غزل شماره ۶۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۶۷

۳۲ بازديد


نه آسمان سبوكش ميخانهٔ تواند
در حلقهٔ تصرف پيمانهٔ تواند
چندان كه چشم كار كند در سواد خاك
مردم خراب نرگس مستانهٔ تواند
گردنكشان شيشه و افتادگان جام
در زير دست ساقي ميخانهٔ تواند
آن خسروان كه روز بزرگي كنند خرج
چون شب شود، گداي در خانهٔ تواند
ما خود چه ذره‌ايم، كه خورشيد طلعتان
با روي آتشين همه پروانهٔ تواند
صائب بگو، كه پرده شناسان روزگار
از دل تمام گوش به افسانهٔ تواند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد