غزل شماره ۶۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۶۸

۳۳ بازديد


دل را كجا به زلف رسا مي‌توان رساند؟
اين پا شكسته را به كجا مي‌توان رساند؟
سنگين دلي، وگرنه ازان لعل آبدار
صد تشنه را به آب بقا مي‌توان رساند
در كاروان بيخودي ما شتاب نيست
خود را به يك دو جام به ما مي‌توان رساند
از خود بريده بر سر آتش نشسته‌ايم
ما را به يك نگه به خدا مي‌توان رساند
دامان برق را نتواند گرفت خار
خود را به عمر رفته كجا مي‌توان رساند؟
صائب كمند بخت اگر نيست نارسا
دستي به آن دو زلف رسا مي‌توان رساند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد