غزل شماره ۷۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۷۳

۳۳ بازديد


سبكروان به زميني كه پا گذاشته‌اند
بناي خانه‌بدوشي به جا گذاشته‌اند
خوش آن گروه كه چون موج دامن خود را
به دست آب روان قضا گذاشته‌اند
عنان سير تو چون موج در كف درياست
گمان مبر كه ترا با تو واگذاشته‌اند
مباش در پي مطلب، كه مطلب دو جهان
به دامن دل بي‌مدعا گذاشته‌اند
مگر فلاخن توفيق دست من گيرد
كه همچو سنگ نشانم به جا گذاشته‌اند
چو ني بجو نفس گرم ازان سبك‌روحان
كه برگ را ز براي نوا گذاشته‌اند
فغان كه در ره سيل سبك عنان حيات
ز خواب، بند گرانم به پا گذاشته‌اند
مباش محو اثرهاي خود، تماشا كن
كه پيشتر ز تو مردان چها گذاشته‌اند
دعاي صدرنشينان نمي‌رسد صائب
به محفلي كه ترا بي‌دعا گذاشته‌اند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد