غزل شماره ۷۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۷۹

۳۷ بازديد


نيستم غمگين كه خالي چون كدويم مي‌كنند
كز مي گلرنگ، صاحب آبرويم مي‌كنند
گرچه مي‌سازم جهاني را ز صهبا تر دماغ
هر كجا سنگي است در كار سبويم مي‌كنند
گر چه بي‌قدرم، ولي از ديده چون غايب شوم
همچو ماه عيد مردم جستجويم مي‌كنند
مي‌كننداز من توقع صد دعاي مستجاب
مشت آبي گر كرم بهر وضويم مي‌كنند
كار سوزن مي‌كند با سينهٔ صد چاك من
رشتهٔ مريم اگر صرف رفويم مي‌كنند
از ره تسليم، چون شكر گوارا مي‌كنم
زهر اگر صائب حريفان در گلويم مي‌كنند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد