غزل شماره ۸۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸۰

۳۶ بازديد


هر چه ديديم درين باغ، نديدن به بود
هر گل تازه كه چيديم، نچيدن به بود
هر نوايي كه شنيديم ز مرغان چمن
چون رسيديم به مضمون، نشنيدن به بود
زان ثمرها كه گزيديم درين باغستان
پشت دست و لب افسوس گزيدن به بود
دامن هر كه كشيديم درين خارستان
بجز از دامن شبها، نكشيدن به بود
هر متاعي كه خريديم به اوقات عزيز
بود اگر يوسف مصري، نخريدن به بود
لذت درد طلب بيشتر از مطلوب است
نارسيدن به مطالب، ز رسيدن به بود
جهل سررشتهٔ نظاره ربود از دستم
ور نه عيب و هنر خلق نديدن به بود
مانع رحم شد اظهار تحمل صائب
زير بار غم ايام خميدن به بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد