دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۷ ۳۸ بازديد
دل از مشاهدهٔ لالهزار نگشايد
ز دستهاي حنابسته كار نگشايد
ز اختيار جهان، عقدهاي است در دل من
كه جز به گريهٔ بياختيار نگشايد
خوش آن صدف كه گر از تشنگي كباب شود
دهان خويش به ابر بهار نگشايد
شكايت گره دل به روزگار مبر
كه هيچكس بجز از كردگار نگشايد
زمين و چرخ بغير از غبار و دودي نيست
خوش آن كه چشم به دود و غبار نگشايد
مراست از دل مغرور غنچهاي، صائب
كه در به روي نسيم بهار نگشايد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد