غزل شماره ۸۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸۴

۳۴ بازديد


خواري از اغيار بهر يار مي‌بايد كشيد
ناز خورشيد از در و ديوار مي‌بايد كشيد
عالم آب از نسيمي مي‌خورد بر يكدگر
در سر مستي نفس هشيار مي‌بايد كشيد
شيشهٔ ناموس را بر طاق مي‌بايد گذاشت
بعد ازان پيمانهٔ سرشار مي‌بايد كشيد
تا درين باغي، به شكر اين كه داري برگ و بار
برگ مي‌بايد فشاند و بار مي‌بايد كشيد
آب از سرچشمه صائب لذت ديگر دهد
باده را در خانهٔ خمار مي‌بايد كشيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد