غزل شماره ۹۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۹۶

۳۳ بازديد


رفتي و در ركاب تو رفت آبروي گل
چون سايه در قفاي تو افتاد بوي گل
ناز دم مسيح گران است بر دلم
اين خار را نگر كه گرفته است خوي گل
آبي نزد بر آتش بلبل درين بهار
خالي است از گلاب مروت سبوي گل
از گلشني كه دست تهي مي‌رود نسيم
پر كرده‌ام چو غنچه گريبان ز بوي گل
شرم رميده را نتوان رام حسن كرد
رنگ پريده باز نيايد به روي گل
كردم نهفته در دل صد پاره راز عشق
غافل كه بيش مي‌شود از برگ، بوي گل
صائب تلاش قرب نكويان نمي‌كنم
چشم ترست حاصل شبنم ز روي گل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد