دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۲ بازديد
از روي نرم، سرزنش خار ميكشم
چون گل ز حسن خلق خود آزار ميكشم
آزادهام، مرا سر و برگ لباس نيست
از مغز خود گراني دستار ميكشم
هر چند شمع راهروانم چو آفتاب
از احتياط دست به ديوار ميكشم
آيينه پاك كردهام از زنگ قيل و قال
از طوطيان گراني زنگار ميكشم
نازي كه داشتم به پدر چون عزيز مصر
در غربت اين زمان ز خريدار ميكشم
مژگان صفت به ديدهٔ خود جاي ميدهم
از پاي هر كه در ره او خار ميكشم
از بس به احتياط قدم مينهم به خاك
دست نوازشي به سر خار ميكشم
صائب به هيچ دل نبود ديدنم گران
بار كسي نميشوم و بار ميكشم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد