غزل شماره ۱۲۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۲۳

۳۲ بازديد


ما نقل باده را ز لب جام كرده‌ايم
عادت به تلخكامي از ايام كرده‌ايم
دانسته‌ايم بوسه زياد از دهان ماست
صلح از دهان يار به پيغام كرده‌ايم
از ما متاب روي، كه از آه نيم شب
بسيار صبح آينه را شام كرده‌ايم
سازند ازان سياه رخ ما، كه چون عقيق
هموار خويش را ز پي نام كرده‌ايم
ما همچو آدم از طمع خام دست خويش
در خلد نان پخته خود خام كرده‌ايم
چشم گرسنه، حلقهٔ دام است صيد را
ما خويش را خلاص ازين دام كرده‌ايم
صائب به تنگ عيشي ما نيست ميكشي
چون لاله اختصار به يك جام كرده‌ايم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد