غزل شماره ۱۲۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۲۹

۳۵ بازديد


ما اختيار خويش به صهبا گذاشتيم
سر بر خط پياله چو مينا گذاشتيم
آمد چو موج، دامن ساحل به دست ما
تا اختيار خويش به دريا گذاشتيم
از جبههٔ گشاده گراني رود ز دل
چون كوه سر به دامن صحرا گذاشتيم
چون سيل، گرد كلفت ما هر قدم فزود
تا پاي در خرابهٔ دنيا گذاشتيم
از دست رفت دل به نظر باز كردني
اين طفل را عبث به تماشا گذاشتيم
صائب بهشت نقد درين نشاه يافتيم
تا دست رد به سينهٔ دنيا گذاشتيم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد