غزل شماره ۱۳۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۳۱

۳۶ بازديد


از يار ز ناسازي اغيار گذشتيم
از كثرت خار از گل بي خار گذشتيم
اين باده زياد از دهن ساغر ما بود
مخمور ز لعل لب دلدار گذشتيم
جايي كه سخن سبز نگردد، نتوان گفت
چون طوطي ازان آينه رخسار گذشتيم
خاري نشد آزرده به زير قدم ما
چون سايهٔ ابر از سر گلزار گذشتيم
از خرقهٔ تزوير نچيديم دكاني
مردانه ازين پردهٔ پندار گذشتيم
شد دست دعا خار به زير قدم ما
از بس كه ازين مرحله هموار گذشتيم
صائب چو گران بود به رنجور عيادت
از ديدن آن نرگس بيمار گذشتيم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد