دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۷ بازديد
ما دستخوش سبحه و زنار نگشتيم
در حلقهٔ تقليد گرفتار نگشتيم
خود را به سراپردهٔ خورشيد رسانديم
چون شبنم گل، بار به گلزار نگشتيم
در دامن خود پاي فشرديم چو مركز
گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتيم
چون خشت نهاديم به پاي خم مي سر
بر دوش كسي همچو سبو بار نگشتيم
ما را به زر قلب خريدند ز اخوان
بر قافله از قيمت كم، بار نگشتيم
چون يوسف تهمت زده، از پاكي دامن
در چشم عزيزان جهان، خوار نگشتيم
صد شكر كه با صد دهن شكوه درين بزم
شرمندهٔ بيتابي اظهار نگشتيم
افسوس كه چون نخل خزان ديده درين باغ
دستي نفشانديم و سبكبار نگشتيم
فرياد كه سوهان سبكدست حوادث
شد ساده ز دندانه و هموار نگشتيم
صائب مدد خلق نموديم به همت
درظاهر اگر مالك دينار نگشتيم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد