دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۴ بازديد
چشم اميد به مژگانتر خود داريم
روي خود تازه به آب گهر خود داريم
به گل ابر بهاران نبود دهقان را
اين اميدي كه به دامانتر خود داريم
چيست فردوس كه در ديدهٔ ما جلوه كند؟
ما گمانها به غرور نظر خود داريم!
گوشهٔ دامن خالي است، كه چشمش مرساد!
آنچه از توشهٔ ره بر كمر خود داريم
خشك گرديد و نشد طفلي ازو شيرين كام
خجلت از نخل دل بي ثمر خود داريم
زانهمه قصر كه كرديم بنا، قسمت ما
خشت خامي است كه در زير سر خود داريم
شعله از عاقبت سير شرر بيخبرست
چه خبر ما ز دل نوسفر خود داريم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد