غزل شماره ۱۴۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۴۲

۳۴ بازديد


ما درد را به ذوق مي ناب مي‌كشيم
از آه سر منت مهتاب مي‌كشيم
از حيف و ميل، پلهٔ ميزان ما تهي است
از سنگ، ناز گوهر سيراب مي‌كشيم
پاكي است شرط صحبت پاكيزه گوهران
پيش از پياله دست و دهن آب مي‌كشيم!
بر خاك تشنه جرعه فشاني عبادت است
ما باده را به گوشهٔ محراب مي‌كشيم
ترسانده است دولت بيدار، چشم ما
از بخت خفته ناز شكر خواب مي‌كشيم
صائب به زور گريهٔ بي‌اختيار، ما
در گوش بحر حلقهٔ گرداب مي‌كشيم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد