دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۲ بازديد
موج دريا را نباشد اختيار خويشتن
دست بردار از عنان گير و دار خويشتن
زهد خشك از خاطرم هرگز غباري برنداشت
مركب ني بار باشد بر سوار خويشتن
خار ديوار گلستانم كه از بيحاصلي
ميكشم خجلت ز اوج اعتبار خويشتن
خلوتي چون خانهٔ آيينهداري پيش دست
بهرهاي بردار از بوس و كنار خويشتن
ميتواني آتش شوق مرا خاموش كرد
گر دلت خواهد، به لعل آبدار خويشتن
ديدن آيينه را موقوف خواهي داشتن
گر بداني حال من در انتظار خويشتن
بس كه چون آيينه صائب ديدهام ناديدني
ميشمارم زنگ كلفت را بهار خويشتن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد