غزل شماره ۱۵۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۵۰

۳۳ بازديد


توبه از مي به چه تدبير توانم كردن؟
من عاجز چه به تقدير توانم كردن؟
رخنه در ملك وجودم ز قفس بيشترست
به كفي خاك چه تعمير توانم كردن؟
چون نبايد به نظر حسن لطيفي كه تراست
خواب ناديده چه تعبير توانم كردن؟
غمزه بدمست و نگه خوني و مژگان خونريز
چون تماشاي رخت سير توانم كردن؟
ديده‌اي را كه نمي‌شد ز تماشاي تو سير
بي‌تماشاي تو، چون سير توانم كردن؟
عذر ننوشتن مكتوب من اين است كه شوق
بيش ازان است كه تحرير توانم كردن
صائب از حفظ نظر عاجزم از روي نكو
برق را گر چه به زنجير توانم كردن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد