دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۲ بازديد
ساقي دميد صبح، علاج خمار كن
خورشيد را ز پردهٔ شب آشكار كن
رنگ شكسته ميشكند شيشه در جگر
از مي خزان چهرهٔ ما را بهار كن
فيض صبوح پا به ركاب است، زينهار
اين سيل را به رطل گران پايدار كن
شرم از حضور مردهدلان جهان مدار
اين قوم را تصور سنگ مزار كن
درد پيالهاي به گريبان خاك ريز
سنگ و سفال را چو عقيق آبدار كن
خود را شكفتهدار به هر حالتي كه هست
خوني كه ميخوري به دل روزگار كن
شبنم زيان نكرد ز سوداي آفتاب
در پاي يار گوهر جان را نثار كن
تا كي توان به مصلحت عقل كار كرد؟
يك چند هم به مصلحت عشق كار كن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد