غزل شماره ۱۶۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۶۰

۳۵ بازديد


عقل سالم ز مي ناب نيايد بيرون
كشتي كاغذي از آب نيايد بيرون
تا به روشنگر دريا نرساند خود را
تيرگي از دل سيلاب نيايد بيرون
يك جهت شو كه ز صد زاهد شياد، يكي
خالص از بوتهٔ محراب نيايد بيرون
رو نهان مي‌كند از روشني دل شيطان
دزد بيدل شب مهتاب نيايد بيرون
به صد اميد، دل شبنم ما آب شده است
آه اگر مهر جهانتاب نيايد بيرون
نزند دست به دامان اجابت صائب
ناله‌اي كز دل بيتاب نيايد بيرون


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد