غزل شماره ۱۶۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۶۹

۳۵ بازديد


در كدامين چمن اي سرو به بار آمده‌اي؟
كه رباينده‌تر از خواب بهار آمده‌اي
با گل روي عرقناك، كه چشمش مرساد!
خانه‌پردازتر از سيل بهار آمده‌اي
چشم بد دور، كه چون جام و صراحي ز ازل
در خور بوس و سزاوار كنار آمده‌اي
آنقدر باش كه اشكي بدود بر مژگان
گر به دلجويي دلهاي فگار آمده‌اي
بارها كاسهٔ خورشيد پر از خون ديدي
تو به اين خانه به دريوزه چه كار آمده‌اي؟
نوشداروي امان در گره حنظل نيست
به چه اميد به اين سبز حصار آمده‌اي؟
تازه كن خاطر ما را به حديثي صائب
تو كه از خامه رگ ابر بهار آمده‌اي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد