غزل شماره ۱۷۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۷۶

۳۴ بازديد


حجاب جسم را از پيش جان بردار اي ساقي
مرا مگذار زير اين كهن ديوار اي ساقي
به يك رطل گران بردار بار هستي از دوشم
من افتاده را مگذار زير بار اي ساقي
به راهي مي‌رود هر تاري از زلف حواس من
مرا شيرازه كن از موج مي زنهار اي ساقي
چرا از غيرت مذهب بود كم غيرت مشرب؟
مرا در حلقهٔ اهل ريا مگذار اي ساقي
چراغ طور در فانوس مستوري نمي‌گنجد
برون آور مرا از پردهٔ پندار اي ساقي
شراب آشتي‌انگيز مشرب را به دور آور
بده تسبيح را پيوند با زنار اي ساقي
اديب شرع مي‌خواهد به زورم توبه فرمايد
به حال خود من شوريده را مگذار اي ساقي
ز انصاف و مروت نيست در عهد تو روشنگر
زند آيينهٔ من غوطه در زنگار اي ساقي
به شكر اين كه داري شيشه‌ها پر بادهٔ وحدت
به حال خويش صائب را چنين مگذار اي ساقي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد