از قول غزل

مشاور شركت بيمه پارسيان

از قول غزل

۳۵ بازديد


كهكشان سيرم و دارم سرِ پرواز دگر
تا به خطي رسم از نقطه ي آغاز دگر
كاهي از كوه نيايد كه به جولانگهِ باد
شده ام ريگ روان را علم افراز دگر
شد گلو گيرِ قفس نغمه ام اي مرغ هوا
به هوايي كه شوم طعمه ي شهباز دگر
به تماشاي خود از آينه رو گردانم
در نگر همّتم از چشم نظر باز دگر
جز من اي عشق بلند آمده درگاه هنوز
خاكبوس قدمت نيست سرانداز دگر
خالي ام همچو ني از ناله دم گرم تو كو؟
تا به لب آيدم از پرده ي دل راز دگر
جز به جبران زمينگيري خود چرخ نگشت
آسمان دگري خواهم و پرواز دگر
گر موافق خورَدَم زخمه به ساز ملكوت
هم به شور آورمت باز به شهناز دگر
نتراشيده سرآنگونه قلندر شده ام
كه به گيلانكده ام خواجه ي شيراز دگر
شيون اين مايه كه دم مي زني از قول غزل
به رديفت نرسد قافيه پرداز دگر ... 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد