باغ گلدوزي

مشاور شركت بيمه پارسيان

باغ گلدوزي

۳۵ بازديد


پرنده در قفس تار و پود مي خواند
به شاخه ي نخي گل سرود مي خواند
سرود دست نجيبي كه در مه تصوير
دو بال خسته اش از هم گشود مي خواند
شكاف سينه سپارد به بخيه ي سوزن
بنفش و آبي و سرخ و كبود مي خواند
به درّه واره ي شب مي زند پل آواز
مرا به خلوت آنسوي رود مي خواند
كنون كه در رگ من خون كوتوالي نيست
مرا به شوق كدامين صعود مي خواند؟
خروس بي محلست اين سپيده ي كاذب
پرنده آه ... چرا دير و زود مي خواند
نه بال پرزدني ني هواي پروازي
همين كنار من از اين حدود مي خواند
پرنده خسته تر از من بباغ گلدوزي
دريچه را به فراز و فرود مي خواند
شراع زمزمه اش تيره چون پر زاغ است
ميان آتش سيگار و دود مي خواند
بهار پرده نشين خانه زاد پائيز است
پرنده در قفس تار و پود مي خواند 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد