دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۴ بازديد
هنوز در سفرِ گمشدن دياري هست
براي گوشه گرفتن كنار ياري هست
چو موجِ خسته اگر پاي از ركاب كشي
به قدرِ يك دو سه پهلو زدن كناري هست
همه هوايي كوهم مرا چه مي بنديد
سزاي صحبت ديوانگان دياري هست
سياه شد نفس خانه از دمِ تكرار
براي تازه شدن طرف جويباري هست
اگرچه روزنه اي نيست شب پُر از سقف است
پسِ نگاه ستاره اميدواري هست
به بويِ بستن ابريشمي به شاخه ي باد
به روستاي ستاره مزارداري هست
به پيش چشم تو با خويش مي توان گفتن
ملول كوچه ي آيينه ها غباري هست
چو شعر شيونيان شمع تيره روزاني
بسوز و شكوه مكن اين چه روزگاري هست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد